تبلیغات
بزرگترین سایت تفریحی ایران/گروه سرگرمی دوستان - مطالب ابر سرگرمی
بزرگترین سایت تفریحی ایران/گروه سرگرمی دوستان
WWW.2STAN.IR,, خوش آمدید,, ما را از نظرات ارزشمند خود مطلع کنید
img img img
درباره سایت
مشاهده مطالب سایت

درباره سایت

درباره ما

سایت تفریح و سرگرمی دوستان از سال 1387 با هدف تفریح سالم هموطنان و فارسی زبانان در فضای مجازی ایجاد گردید و تا کنون به فعالیت در این زمینه پرداخته است . امیدواریم شما بازدیدکنندگان عزیز اوقات خوشی را در سایت سرگرمی دوستان سپری کنید /.
در صورتی که تمایل به همکاری با سایت دوستان را دارید از طریق تماس با ما بالای سایت با ما در ارتباط باشید .

دامنه های ورودی:
www.2stan.ir
www.1500t.ir
img img img
سخن روز
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.
‐ حضرت علی علیه‌السلام
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان.
‐ دکتر علی شریعتی
آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.
‐ مترلینگ

امکانات سایت

مطالب سایت

img img img
یکشنبه 11 دی 1390 ساعت 06:44 ب.ظ

2stan.ir - a4faranse.ir 

آزیتا حاجیان در گفت وگو با مجله زندگی ایرانی مسائلی را درباره سینمای ایران،دو فرزند و همسرکنونی اش مطرح کرده است.
 بخشهایی از سخنان آزیتا حاجیان را که سایت پارسینه آن راتلخیص کرده است بخوانید:

*متاسفانه الان در سینما دچار جمال گرایی مطلق شده ایم.این کار سینما را کم کم به ورطه نابودی می کشاند .

* شروع جمال گرایی در فیلم عروس بود که با توفیقی چشمگیر روبرو شد.فکرش را بکنید آن زمان یک نفر بود که فقط و فقط به خاطر زیبایی خانم کریمی 15 بار این فیلم را در سینما به تماشا نشسته بود.من منکر زیبایی ستاره های سینما نیستم اما این دلیل نمی شود آن بازیگری که زیبا نیست به سینما راه پیدا نکند.

پنجشنبه 17 آذر 1390 ساعت 06:33 ب.ظ

Yahoo! Messenger 11.5.0.152 Final


پیشنهاد میکنم حتما نصب کنید.

 این ورژن جدیدترین ورژن یاهو می باشد .
اگر ورژن پایین تر استفاده کنید ممکن پیامی به شما نشان دهد که لطفا یاهو خود را بروز رسانی کنید . برای حل این مشکل کافیه یاهو جدید را نصب کنید .
قابلیت های کلیدی نرم افزار Yahoo! Messenger 11.5.0.152 Final :

امکان نمایش به روزرسانی های Addlist ها
کیفیت بالا در نمایش و ارتباط ویدئویی
وجود تغییرات در واسط کاربری نرم افزار در نسخه ۱۰
اشتراک گداری ویدیو در داخل پنجره چت از سایتهای محبوب به اشتراک گذاری ویدیو
نحوه جدید قرار گرفتن Statue ها و امکان استفاده از شکلک ها در قسمت Status
اسکن خودکار فایلهای انتقالی با آنتی ویروس قدرتمند نورتون
قابلیت عکس گرفتن از صفحه نمایش و ارسال مستقیم دوستان به صورت آنی (جدید)
نمایش عکس‌های Flicker را به صورت یک اسلاید شو
رایج بودن این پیام رسان در دنیای مجازی اینترنت
اضافه شدن شکلک های زیبا و جذاب به نرم افزار (جدید)
ارتباط با گوشی های تلفن همراه با شماره گیر موجود در نرم افزار (جدید)
پلاگین ها جدید نطیر نمایش دمای هوای منطقه انتخابی ، رادیو و …
شکلک های زیبا
اضافه شدن تب به صفحه ی پی ام ها (جدید)
به اشتراک گذاری تصاویر
به اشتراک گذاری ویدئو ها
اضافه شدن منوی مربوط به آخرین ارتباطات (جدید)
ارسال فایل از طریق مسنجر
ارتباط از طریق چت صوتی
ارسال پیام کوتاه به تلفن همراه
دسترسی آسان تر به پست الکترونیکی
ایجاد کنفرانس و چت هم زمان میان چندین نفر
سازگاری با MSN Messenger و Google Talk
پوسته های جدید
ارسال SMS ‌به تلفن‌های موبایل دوستان
ارسال و انتقال فایل تا ۲ گیگا بایت
دسترسی آسان تر به Yahoo Profile
دیدن وب کم و به اشتراک گذاری وب خود
قابلیت ذخیره اطلاعات و چت های انجام شده
نمایش زیباتر Statue ها
زیباتر شدن گرافیک نرم افزار و Add List ها
تماس از طریق مسنجر و تلفن
قابلیت جداسازی Add List ها به صورت دلخواه
امنیت بالا در ارتباط و ارسال و دریافت فایل ها
محیط کاربری بسیار جذاب
سرعت بالا در برقراری ارتباط
سازگاری با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب ۷
و …

دانـــلود از سافت گذر

 رمز فایل :     www.softgozar.com

 

پنجشنبه 26 آبان 1390 ساعت 06:48 ب.ظ

اصطلاح 120 سال زنده باشی از کجا آمده؟

آیا می دانستید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم 120 سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم 150 یا 100 سال یا …

در ایران قدیم، سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر 4 سال یک روز اضافه کنند و آن سال را سال کبیسه بنامند (حتما خوانندگان عزیز می دانند که تقویم فعلی که بنام تقویم جلالی نامیده می شوند حاصل زحمات خیام و سایر دانشمندان قرن پنجم هجری است) هر 120 سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یک بار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند (و بعضی ها هم این جشن را نمی دیدند) به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد که وقتی به هم می رسیدند بگویند 120 سال زنده باشی.

پنجشنبه 26 آبان 1390 ساعت 06:44 ب.ظ

پاسبان مردی به راهی دید و گفتا کیستی؟

گفت : فردی بی خیال و فارغ و آزاده ام

گفت : از بهر چه می رقصی و بشکن می زنی ؟

گفت : چون دارای شور و شوق فوق العاده ام

گفت : اهل خاک پاک اصفهانی یا اراک؟

گفت : اهل شهر آباد و خوش آباده ام

گفت : خیلی شاد هستی ، باده لابد خورده ای؟

گفت : هم از باده خور بیزارم ، هم از باده ام

گفت : از جام وصال نازنینی سرخوشی ؟

گفت : از شهوت پرستی هم دگر افتاده ام

گفت : پس شاید قماری کرده ای ، پولی برده ای

گفت : من در راه برد و باخت پا ننهاده ام

گفت : پولی از دکان یا خانه ای کش رفته ای ؟

گفت : دزدی هم نمی چسبد به وضع ساده ام

گفت : آخر هیچ سرگرمی نداری روز و شب ؟

گفت : سرگرم نمازو سجده و سجاده ام

گفت : لابد ثروتی داری و دلشادی به پول ؟

گفت : من مستضعف و مسکین مادر زاده ام

گفت : آیا راستی آهی نداری در بساط ؟

گفت : خود پیداست این از وصله ی لباده ام

گفت : گویا کارمند ساد ه ای یا کارگر ؟

گفت : بیکارم ولی از بهر کار آماده ام

گفت : بیکاری و بی پولی ؟ پس این شادی ز چیست ؟!

گفت : یک زن داشتم ، اینک طلاقش داده ام :lol:

یکشنبه 28 شهریور 1389 ساعت 09:49 ق.ظ

نهایت بخشندگی

روزی روزگاری درختی بود ….
و پسر کوچولویی را دوست می داشت .
پسرک هر روز می آمد
برگ هایش را جمع می کرد
از آن ها تاج می ساخت و شاه جنگل می شد .
از تنه اش بالا می رفت
از شاخه هایش آویزان می شد و تاب می خورد..
و سیب می خورد
با هم قایم باشک بازی می کردند .
پسرک هر وقت خسته می شد زیر سایه اش می خوابید .
او درخت را خیلی دوست می داشت
خیلی زیاد
و در خت خوشحال بود
اما زمان می گذشت
پسرک بزرگ می شد
و درخت اغلب تنها بود
تا یک روز پسرک نزد درخت آمد
درخت گفت : « بیا پسر ، ازتنه ام بالا بیا و با شاخه هایم تاب بخور ،
سیب بخور و در سایه ام بازی کن و خوشحال باش . »
پسرک گفت : « من دیگر بزرگ شده ام ، بالا رفتن و بازی کردن کار من نیست .
می خواهم چیزی بخرم و سرگرمی داشته باشم .
من به پول احتیاج دارم
می توانی کمی پول به من بدهی ؟
درخت گفت : « متاسفم ، من پولی ندارم »
من تنها برگ و سیب دارم .
سیبهایم را به شهر ببر بفروش
آن وقت پول خواهی داشت و خوشحال خواهی شد .
پسرک از درخت بالا رفت
سیب ها را چید و برداشت و رفت .
درخت خوشحال شد .
اما پسر ک دیگر تا مدتها بازنگشت …
و درخت غمگین بود
تا یک روز پسرک برگشت
درخت از شادی تکان خورد
و گفت : « بیا پسر ، از تنه ام بالا بیا با شاخه هایم تاب بخور و خو شحال باش »
پسرک گفت : « آن قدر گرفتارم که فرصت بالا رفتن از درخت را ندارم ،
زن و بچه می خواهم
و به خانه احتیاج دارم
می توانی به من خانه بدهی ؟
درخت گفت : « من خانه ای ندارم
خانه من جنگل است .
ولی تو می توانی شاخه هایم را ببری
و برای خود خانه ای بسازی
و خوشحال باشی . »
آن وقت پسرک شاخه هایش را برید و برد تا برای خود خانه ای بسازد
و درخت خوشحال بود
اما پسرک دیگر تا مدتها بازنگشت
و وقتی برگشت ، درخت چنان خوشحال شد که زبانش بند آمد
با این حال به زحمت زمزمه کنان گفت :
« بیا پسر ، بیا و بازی کن »
پسرک گفت : دیگر آن قدر پیر و افسرده شده ام که نمی توانم بازی کنم .
قایقی می خوانم که مرا از اینجا ببرد به جایی دور می توانی به من قایق بدهی ؟
درخت گفت : تنه ام را قطع کن و برای خود قایقی بساز
آن وقت می توانی با قایقت از اینجا دور شوی
و خوشحال باشی .
پسر تنه درخت را قطع کرد
قایقی ساخت و سوار بر آن از آنجا دور شد .
و درخت خوشحال بود
پس از زمانی دراز پسرک بار دیگر بازگشت ، خسته ، تنها و غمگین
درخت پرسید : چرا غمگینی ؟ ای کاش میتوانستم کمکت کنم
اما دیگر نه سیب دارم ، نه شاخه ، حتی سایه هم ندارم برای پناه دادن به تو
پسر گفت : خسته ام از این زندگی ، بسیار خسته و تنهام
و فقط نیازمند با تو بودن هستم ، آیا میتوانم کنارت بنشینم ؟
درخت خوشحال شد و پسرک پیر کنار درخت نشست و در کنار هم زندگی کردند
و سالیان سال در غم و شادی ادامه زندگی دادند …
دوستان خوبم ، آیا شرح داستان ، چیزی به یاد ما نمیآورد ؟
اکثر ما شبیه پسرک داستان هستیم و با والدین خود چنین رفتاری داریم
درخت همان والدین ماست ، تا وقتی کوچکیم دوست داریم با آنها بازی کنیم
تنهایشان میگذاریم و دوباره زمانی به سویشان بر میگردیم که نیازمند هستیم و گرفتار
برای والدین خود وقت نمیگذاریم ، آیا تا به حال به این فکر کرده ایم که پدر و مادر برای ما همه چیز را فراهم میکنند تا ما را شاد نگه دارند و با مهربانی چاره ای برای رفع مشکل ما پیدا میکنند و تنها چیزی که در عوض از ما می خواهند این است که تنهایشان نگذاریم.
به والدین خود عشق بورزیم ، فراموششان نکنیم
برایشان زمان اختصاص دهیم
همراهیشان کنیم
شادی آنها در دیدن ماست
هر انسانی میتواند هر زمان و به هر تعداد فرزند داشته باشد
ولی پدر و مادر فقط یک بار ….

img